شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

169

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

12 ، 15 - به صلاح آريد نفس‌هاى خود را با صلاح برادران ، اگر نصيحت قبول كنيد راه يابيد ، و اگر غفلت ورزيد ضايع نخواهيد كرد مگر نفس‌هاى خود را ، و ضرر اين به شما خواهد رسيد نه به غير شما . طريق پيشينيان را مسلوك داريد و از دنيا بيرون شويد به آزادى و بىتعلقى شهوت‌ها ، حكمت را بر هر چه رغبت داريد مقدم داريد ، معاونت دهيد به قوام بدن كه آلت نفس است . 12 ، 16 - طلب كنيد فضايل نفس را كه صحيح شود قواى شما . مدح مذموم و مذمت ممدوح مكنيد . معاونت كنيد بر نيكىها و دور سازيد از ميان خود دشمنى و بغض و بدى را . به چيزى كه از شما جدا خواهد شد انس مگيريد ، و به چيزى كه عن قريب مىرود رغبت « 43 » منمائيد . و طلب كنيد فضايلى را كه به اتفاق جميع مردمان مرغوب است ، و ترك كنيد چيزهاى نكوهيده را . به جهت نفرت « 44 » طبايع همه مردمان . اعتبار كنيد به پيشينيان كه بهترين شما و پادشاهان شما بوده‌اند . متوجه شويد به غرض « 45 » و مدعاى خود كه مقصود شماست . آنچه حق است روشن است ، راه راست ظاهر است ، پرهيزكارى معروف است ، ننگ و عار نمايانست ، مروت برهنه است ، عدالت فضيلت‌ايست ستوده ، نشانه و علامت چيزهاى ناپسنديده نيز روشن و باهر است ، و چه ظاهر است كارهاى صواب نيكو ! 12 ، 17 - خبر مىدهم شما را از روى تحقيق كه من مىيابم سرور و خوشحالى در وقتى كه طلا و نقره ندارم ، آن چنان سرورى كه نمىيابم در وقت زيادتى ازين طلا و نقره ، بلكه غم‌ها و المها زياده وارد مىگردد « 46 » ، از رهگذر انقطاع و توجه به اهتمام نگاه داشت اين . و من [ 49 - الف ] مىخواهم از خوشحالى حكمت و رسيدن به آن ، با آنكه ذهب و فضه را

--> ( 43 ) - اساس : « و رغبت » ندارد . ( 44 ) - اساس : تقرب . ( 45 ) - د : به بىغرضى . ( 46 ) - د : مىشود .